1- نام : محمد رضا نام خانوادگی : روحپرور تاریخ تولد : 1335 شهرستان یزد نام پدر : حسن
نوع استخدام رسمی دارای سه فرزند دو فرزند پسر به نامهای علیرضا و مهدی و یک فرزند دختر به نام فاطمه است تاریخ و محل شهادت1361 پاکسازی هویزه



2- نام : علی اکبر نام خانوادگی : عسکری اشکذری تاریخ تولد : اول تیر 1326 – اشکذر
تاریخ ومحل شهادت : بیست و پنجم فروردین ماه سال 1365 مصادف با میلاد بزرگ پرچمداران صحرای کربا حضرت ابوالفضل العباس – جزیره مجنون محل دفن : اشکذر
شهید عسکری دوران دبستان رادر اشکذر به پایان رسانیده علیرغم استعداد فوق العاده که همواره مورد تشویق معلمین قرارداشت به علت فقر مالی خانواده ، ناچاراً پس از پایان دوره دبستان مجبور به ترک تحصیل شده و به کار آزاد ( بنائی ـ نجاری ) مشغول می شود در سال 1345 به خدمت سربازی اعزام گردیده و در سال 1350 ازدواج می نماید به توصیه یکی از دوستان در اداره مخابرات شهرستان بافق به استخدام آن اداره درآمده و به عنوان راننده مشغول به کار می گردد باتوحه به علاقه وافر به آموزش مسائل فنی و استعداد ایشان در زمینه اشتغال بکار بصورت شبانه به ادامه تحصیل مشغول می گردد و موفق به اخذ دیپلم تجربی شده که بعنوان مسئول مرکز تلفن شهری میبد منصوب میگردد شهید عسکری به مسائل مذهبی علاقه شدیدی داشته ودر دوران پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت انجمن اسلامی در جلسات سخنرانی و راهپیمائی شرکت گسترده ای داشته است با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به عضویت انجمن اسلامی در جلسات سخنرانی و راهپیمائی ها شرکت گسترده ای داشته است با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به عضویت انجمن اسلامی مخابرات درآمده در سال 1364 به درخواست مردم اشکذر بعنوان عضو شورای اسلامی شهر اشکذر انتخاب شده واز هیچ کوششی در جهت خدمت رسانی به مردم مستضعف منطقه کوتاهی ننمود . شهید عسکری هیچ گاه سنگر نماز را ترک نکرده و در انتقال نمازگزاران جمعه با وسیله شخصی خود نقش قابل توجهی داشت با شروع جنگ تحمیلی به عضویت بسیج درآمده و بارها به جبه های حق علیه باطل اعزام گردیده است که سرانجام 25 فروردین ماه سال 1365 در جزیره مجنون به فیض شهادت نائل گردید ضمناً وی متاهل و دارای 4 فرزند 3 پسر به نامهای احمد ، محمود ، علیرضا و یک فرزند دختر به نام لیلا می باشد .

 

 



3- نام : علی محمدنام خانوادگی : فلاح زاده تاریخ تولد : 1341 شهرستان ابرکوه نام پدر : بمانعلی تاریخ شهادت : 1364 عملیات والفجر 8 محل دفن : شهرستان ابرکوه
وی دارای سه فرزند دختر به نامهای مریم ، مرضیه و زهرا می باشد .

 

 

 



4- نام : سید حمزه نام خانوادگی :طباطبایی تاریخ تولد : 1342 شهرستان مهریز نام پدر : سید علی اصغر محل دفن : شهرستان مهریز
 

جهت دریافت روی فایل  pdf کلیک کنید

pdf

 

 



5- نام : علی اصغر نام خانوادگی : فتوحی تاریخ تولد : 1340 شهرستان بافق تاریخ ومحل شهادت : 1365 جزیره مجنون عملیات آزادسازی مجنون محل دفن : شهرستان بافق
آنکس که تورا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هردو چهانش بخشی دیوانه تو هردوجهان را چه کند
شهید علی اصغر فتوحی بهابهادی درتاریخ یکم فروردین ماه 1340 در روستای کوشک شهرستان بافق دیده به جهان گشود و حیات و زندگی جدیدی را در دنیای جدید شروع کرد ولی از بخت روزگار چندان نتوانست از وجود پدر و مادرش فیض ببرد و در همان اوان کودکی درسن 3 سالگی پدر و در چهارسالگی او و برادر کوچکترش را تنها گذاشتند و دارفانی را وداع گفتند . علی اصغر پس از فوت پدر و مادرش با تمام سختیها و مرارتهایی که دراین دنیا به سراغش آمده بود توانست در سال 1359 بدور از خویشاوندان در شهرستان گناباد دوران تحصیلاتش را با دریافت دیپلم در رشته تجربی به پایان برساند ، دوران تحصیلات او که مقارن با شروع انقلاب و تظاهرات خیابانی بود دارای شور و هیجانی عجیب بود ، علی اصغر نیز همگام با دیگر همکارانش علیه رژیم به پاخواسته و تا جایی که امکان داشت وبرای آشنایی مردم با انقلاب ومبارزه با رژیم پهلوی فعالیت نمود بعداز پیروزی و اتمام تحصیلاتش به جهت خدمت به پادگان بیرجند اعزام شد و پس از سه ماه دوره آموزشی به تیپ هوا برد شیراز فرستاده شد و بعد از آموزشهای خصوصی هوا برد راهی خط مقدم جبهه رقابیه شد .
شهید بزرگوار در یکی از خاطرات خود می گوید : یک روز صبح با یکی از بچه ها برای جمع کردن چنر منور به پشت خاکریز رفتیم و پس از اینکه چند تا چتر جمع کردیم ناگهان صدای شلیک چند گلوله در اطراف خود شنیدیم تازه در آن وقت متوجه شدیم که عراقیها ما را دیده اند بلافاصله داخل گودالی خوابیدیم و فوراً موضع خود را عوض کرده ودرون گودال دیگری پریدیم که ناگهان گودال اولی با صدای بلندی منفجر شد که از خوشانسی ما یاری خدا با ما بود و بعد از سپاس از خدای منان با چند خیز کوتاه و مارپیچ خود را به پشت خاکریز رساندیم .
شهید فتوحی هیچ وقت در مورد جنگ تردید به دلش راه نمی داد و هر وقت به مرخصی می آمد عسکهای یاد گاری ، فشنگ و چند منور به عنوان یادگاری با خود می آورد از جمله عملیاتهایی که شهید در آن حضور داشت آزاد سازی دشت عباس ، تنگه رقابیه ، عملیات فتح المبین ، وی بعد از 17 ماه خدمت در خطوط اول جبهه به عنوان مامور توپ 106 در عملیات بیت المقدس شرکت نمود ودر آزاد سازی خرمشهر در نزدیکهای پل چوبی مورد اصابت تیر بعثی ها قرار گرفت که از آنجا به بیمارستان 502 ارتش منتقل می گردد پس از بهبودی چون دیگر قادر به ادامه خدمت نبود ، از ادامه خدمت معاف می گردد . بعد ازآن به بافق آمده ودراداره مخابرات بعنوان اپراتور و بعداً بعنوان حسابدار مشغول بکار می گردد و پس از مدتی ازدواچ نموده که حاصلش دو فرزند دختر به نامهای طیبه و نجمه می باشد .
چون در سال 65 امام دستور می فرمایند که رفتن به جبهه از اهم واجبات است شهید فتوحی خود را به عنوان یک سرباز متعهد و آموزش دیده جهت اعزام به جبهه معرفی می نماید که در تاریخ 30 فروردینماه 65 به همراه راهیان کربلای 2 استان یزد راهی کربلای ایران می شود علیرغم اینکه اکثر خویشاوندان او را به علت نقص عضو و داشتن زن و فرزند منع می کردند او راهش را انتخاب کرده بود و می گفت اگر شما نمی توانید دست از دل بکنید و به جبهه بروید نمی توانید منصرف کنید تا اینکه از یک یک فامیل خداحافظی کرد و همسر و فرزندانش را به پدر خانمش سپرد و بعد از توکل به خدا عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و سرانجام در تاریخ 12 اردیبهشت ماه سال 65 به درجه رفیع شهادت نائل شد روحش شاد و یاد وخاطره اش گرامی باد .

 

 



6- نام : حسین نام خانوادگی : ملائیان تاریخ تولد : 1341 شهرستان بافق نام پدر : رجب تاریح و محل شهادت : 6/11/1364 است که در جزیره مجنون به شهادت رسید . محل دفن : شهرستان بافق
شهید سید حمزه طباطبایی در سال 1342 در یکی از محله های شهرستان مهریز یزد بنام مزویرآباد پا به عرصه وجود گذاشت وی قبل از دوران مدرسه قرآن را فرا گرفت به طوری که به مرحله آموزش و استادی رسید شهید طباطبایی از لحاظ درسی هم بسیار نمونه بود به طوریکه چندین مرتبه از طرف مدرسه موردتشویق قرار گرفت سید حمزه دوران تحصیلی راهنمائی و هنرستان را با موفقیت گذراند و بعد از مدتی بخدمت سربازی در منطقه جنگی کردستان اعزام شد و پس از اتمام خدمت به استخدام شرکت مخابرات استان یزد درآمد در همان زمان دانشگاه هم قبول شد و چندین مرتبه به جبهه اعزام شد به طوریکه مدت 10 ماه درجبهه حضورداشت تا اینکه برای آخرین بار در مورخ 7 خرداد ماه 1367 با حضور درعملیات بیت المقدس مفقود گردید که طی مدت 7 سال مفقود بود تا اینکه سرانجام درسال 1374 پیکر مطهرش به وطن بازگشت روحش شاد و یادش گرامی باد.
پدر شهید می گوید سید حمزه در یک عملیاتی به مدت 15 روز گم شده بود که به ما خبر دادند شهیدشد بعد از چند روز شهید به مرخصی آمد.
وی می گوید سید حمزه الگوترین و نمونه ترین فرزند ما بود که در کار کشاورزی از هرگونه کمک به خواهران و برادران خود دریغ نمی کرد شهید با شهید مهدی محسن زاده همرزم بود و در آخرین نوبت رفتن به مادرش می گوید که مادر چرا امدادی نمی کنی که شهید شوم. قبل از رفتن آن دو شهید به هم قول داده بودند که بعد از برگشتن ازدواج کنند ولی هر دو شهید شدند.

 
37333030 پاسخگويي روابط عمومي شركت مخابرات استان يزد






نظرسنجی
نظر شما در خصوص نحوه واگذاری اینترنت پرسرعت شرکت مخابرات استان یزد چیست؟