دماي زمين با عمق افزايش مي يابد و در 100 كيلومتري بين 1000 تا 1500 درجه سانتي گراد و در عمق 700 كيلومتري كه حداكثر عمق كانوني زلزله ها ميباشد دماي زمين به حدود 2000 درجه سانتيگراد مي رسد. بر اساس مطالعات وسيع در مورد تخمين فشا ردرون زمين تصور ميشود كه در قسمتهاي بالايي گوشته ، فشار به حدود 9 تن بر سانتي متر و در قسمت هاي بيروني هسته 1400 تن بر سانتي متر مربع مي رسد كه البته اين فشارها بسيار بزرگتر از فشار تك محوري قابل تحمل سنگ ها در شرايط معمولي است.

به علت ذخيره شدن مقادير زيادي انرژي در درون زمين و با توجه به نظريه جابجايي قاره ها ، تغييرات عمده اي در قسمت هاي سطحي زمين رخ مي دهد كه زمين لرزه يكي از اين تغييرات است. به عبارت ديگر زمين لرزه پديده انتشار امواج در زمين به علت آزاد شدن مقدار زيادي انرژي ناشي از اغتشاش سريع در پوسته زمين و يا در قسمتهاي بالايي گوشته و در مدت زماني كوتاه ميباشد . يك زلزله شديد ممكن است ناشي از شكست سنگ بستري به طول بيش از 100 تا 400 كيلومتر و عرض و ضخامت چندين كيلومتر مي باشد محلي كه منشاء زلزله بوده و در حقيقت انرژي به يكباره از آنجا آزاد و رها ميگردد كانون زلزله و نقطه اي واقع بر سطح زمين كه در بالاي كانون قرار دارد مركز زلزله ناميده ميشود ( محل تلاقي شعاعي از مركز زمين كه از كانون گذشته و به سطح زمين مي رسد ).

دامنه حركت زمين در روي سطح ، ابتدا شامل لرزه هاي جزئي است كه يكباره افزايش مي يابد و پس از لحظه كوتاهي حركت تدريجاً فروكش مي كند . لرزه هاي جزئي به نام تكانهاي اوليه و قسمت بعدي با دامنه بزرگتر به نام تكانهاي اصلي و آخرين قسمت به دنباله لرزه موسوم است. در زمان وقوع زلزله در داخل پوسته زمين دو نوع حر كت موجي انتقال مي يابد كه مشتمل بر امواج طولي ( اوليه ) و امواج عرضي
( ثانويه ) است .

قبل از وقوع يك زلزله بزرگ غالباً زمين لرزه هاي كوچك كه حكايت از فعال شدن منطقه مي كند ، در محل حادث ميگردد كه تا حدودي انرژي هاي ذخيره شده را رها مي سازد. مجموعه اين زلزله ها را پيش لرزه مي گويند.

البته لازمه وقوع هر زلزله بزرگ وجود پيش لرزه نمي باشد. بعنوان مثال زلزله طبس كه در شهريور 1357 به وقوع پيوست فاقد پيش لرزه بود. در ضمن  زمين لرزه هاي بزرگ معمولاً با يك لرزه تمام‌نمي شوند و دامنه لرزه ها به تدريج كاهش يافته و اغلب يك تعداد تكان هاي بعدي با شدت كمتر و در فاصله زماني مختلف ( از چندين دقيقه تا چند ماه ) رخ مي دهد. شديدترين تكان ، لرزه اصلي و تكانهاي بعدي پس لرزه ناميده ميشوند . مثال روشن براي پيش لرزه و پس لرزه در ايران در مورد زلزله دشت بياض سال 1347 خراسان است كه حدود 13.5 ساعت قبل از وقوع آن در 9 شهريور ، پيش لرزه خفيفي در منطقه روي داد و پس لرزه اي نيز در دهم شهريور به فاصله زماني بيست ساعت بعد از وقوع زلزله مخرب اصلي ، بوقوع پيوست . در اثر اين زلزله شهر فردوس كه طي زلزله اصلي آسيب مختصري ديده بود بكلي ويران شد.

وقتي زلزله اي بوقوع مي پيوندد ، تنها باعث تكان خوردن زمين نمي گردد بلكه ممكن است با پديده هاي مختلف ديگر همراه باشد. لرزشهاي ناشي از زلزله ، حركات پوسته اي زمين ، تشكيل گسل و سونامي ( امواج سهمگين دريا و اقيانوسها در اثر زلزله ) و همينطور روانگرايي از پديده هايي هستند  كه مي توانند از نقطه نظر مهندسي اهميت داشته باشند.

*مقياس هاي سنجش زلزله :

جهت بيان اندازه يك زلزله معمولاً دو نوع مقياس بكار گرفته ميشود كه يكي از آنها شدت زلزله ميباشد كه بر مشاهدات و تاثيرات زلزله بر سازه ها و انسانها استوار است و در حقيقت يك مقياس نظري است و ديگري يك اندازه گيري كمي است از گستردگي و وسعت عمل زلزله كه بزرگي زلزله ناميده ميشود.

* مقياس شدت زلزله

معمولاً عبارت و اصطلاح شدت زلزله براي نشان دادن ميزان خطرناكي يك زمين لرزه در محل معين بكار مي رود و در حقيقت اندازه گيري تاثيرات ايجاد شده در اثر زلزله و به عبارت ديگر نشانگر درجه لرزش در يك مكان مشخص ميباشد . مقياسي كه امروزه بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد “مقياس” مركالي اصلاح شده است كه با علامت اختصاري MMنمايش داده ميشود.البته اين مقياس براي اندازه گيري شدت تكان زمين ، يك مقياس دقيق مهندسي نيست ليكن يك مقياس نظري براي اثرات ناشي از تكان زمين است و مشتمل بر دوازده درجه ميباشد.

*مقياس بزرگي زلزله

شدت زلزله كه در بالا مطرح شد بيانگر قدرت تخريب يك زلزله در منطقه خاصي ميباشد ولي اندازه و بزرگي زلزله را مشخص نمي سازد.

درجه شدت زمين لرزه از تجسس سطح خسارت ديده و نحوه و ميزان تخريب مشخص ميشود و اصولاَ شدت زلزله با افزايش فاصله از مركز زلزله كاهش مي يابد ليكن بزرگي زلزله يك سنجش كمي از گستردگي و مقدار انرژي رها شده توسط زلزله است و اصولاً براي تعيين آن احتياجي به مطالعه بر روي محل معين و بخصوصي نمي باشد . دانشمندي بنام “ريشتر” در سال 1935 با بررسي آماري چندين زلزله كم عمق ، بزرگي زلزله را به صورت زير تعريف نمود :

“بزرگي زلزله ، Mبرابر لگاريتم در پايه ده دامنه حداكثر ( بر حسب ميكرون ) حركت ، A، است كه توسط لرزه سنج استاندارد و داندرسون در فاصله صد كيلومتري از مركز زلزله ثبت شده باشد M=logAهمچنين جهت تعيين انرژي  آزاد شده توسط هر زلزله رابطه اي توسط ريشتر – گوتنبرگ در سال 1956 ارايه گرديد كه ميزان انرژي آزاد شده در كانون زلزله بر حسب ارگ (erg) و بزرگي آنرا Mمشخص
مي نمايد. LogE=11.4+1.5m“با يك محاسبه ساده مي توان دريافت كه اگر بزرگي زلزله به اندازه 2/. افزايش يابد انرژي آزاد شده دو برابر ميشود و زماني كه بزرگي به اندازه يك درجه افزوني يابد انرژي آزاد شده تقريباً 32 برابر مي گردد.

به طور متوسط ساليانه 12 زلزله با بزرگي 7 ريشتر يا بيشتر در اقصي نقاط جهان روي مي دهد لذا مناسب خواهد بود كه يك مقايسه بين انرژي يك زلزله و يك انفجار هسته اي ارايه گردد.

انرژي رها شده در هيروشيما برابر 10×8 ارگ (erg) بوده كه برابر انرژي يك زلزله با بزرگي 33/6 ريشتر ميباشد ( زلزله اخير بم ). بنابراين انرژي رها شده در زلزله آسام هندوستان در سال 1950 با بزرگي 6/8 ريشتر ، داراي انرژي مساوي با 2500 برابر بمب اتمي هيروشيما بوده است .

اقتباس از : اصول مهندسي زلزله دكتر خسرو برگي

 
37333030 پاسخگويي روابط عمومي شركت مخابرات استان يزد





نظرسنجی
نظر شما در خصوص نحوه واگذاری اینترنت پرسرعت شرکت مخابرات استان یزد چیست؟